احسان عشق مامان و بابااحسان عشق مامان و بابا، تا این لحظه 10 سال و 10 ماه و 26 روز سن دارد

برای احسانم می نویسم..

به وبلاگ احسان جون خوش آمدید..

Sweet Baby 

 

 

 

 تورا من به اندازه آسمان دوست دارم..

به اندازه زمین و زمان دوست دارم..

 

Sweet Baby

روز لبخند

زيباترين منحنى دنيا روى گونه هاى توست وقتى كه لبخند مى زنى.. ميهمان كوى مهربانى باشيد به صرف لبخند و چاى و... http://rouzelabkhand.blogfa.com
19 اسفند 1392

همین که هستی برای من..

روزهای شلوغ پر از تغییر.. حال و هوای سرد سرد سرد.. دل من اما به چیزی گرم است.. به نوازش دستان کوچکت.. همین مرا بس است که تو هستی و من برای بودنت ممنونم.
13 بهمن 1392

13 روز بعد از تولدم..

تولد امسال بدون حضور پدر پتدشته برگزار شد.. یه جمع خودمونیه کوچیک یه جشن کوچیک واسه پسر پادشاهم گرفتم که همیشه یادش بمونه که من خیلی دوسش دارم و به یادشم.. ناز دونه ی من این روزا میری پیش دبستانی و حال و هوای خاصی داری حسابی زور می زنی هر کجا کلمه ای می بینی بخونی.. خیلی اشتیاق واسه خوندن داری و این علاقه تو منو به وجد میاره.. دلمون واسه دوستای وبلاگیمون حسابی تنگ شده بود اما چه کنیم که روزهامون پر از اتفاقاتی که نمی ذاره یه سر کوچیک به دوستامون بزنیم.. ممنونم از همه دوستانی که هنوز به یادمونن و مارو فراموش نکردن..   ...
12 بهمن 1392

تابستانه های ما

تابستون امسال ما یه فصل پر باریو داشتیم سفر رفتیم خوش گذرونریم خلاصه که حسابی به پسر پادشاهمون خوش گذشت  مرداد ما یه سفر کوچولو به مشهد داشتیم جای همه خالی به من که خیییییییییییلی چشبید.. یه سفر خیلی خوب هم به تبریز داشتیم که عروسی بود .. که متاسفانه دوربین نبرده بودم و هیچ عکسی ندارم.. ...
16 مهر 1392

روزنگار مهر ماه پسر پادشاه..

باز آمد بوی ماه مدرسه.. آخ که چه قدر حال و هوای این ماه منو به خاطرات گذشته می کشونه.. به روزهایی که هیچ وقت بر نمی گرده.. پسر کوچولوی من این روزها داره حسابی بزرگ می شه و من محو قد کشیدنتم.. برات بهترینهارو آرزو دارم.. به امید فرداهای روشن برای تو دردانه ی عزیزتر از جانم.. ...
16 مهر 1392

روز جهانی کودک مبارک

به مناسبت روز جهانی کودک اومدم اینجا یه آب و جارویی کنم .. روز جهانی کودک خونه ما .. تک پسرم مبارک  به مناسبت این روز من پسرمو به یه کنسرت خیلی عالی دعوت کردم..         کنسرت ناجیان کوچک زمین  به رهبری ناصر نظر..     واقعا خسته نباشید می گم گروه موسیقی پارس.. دلم می خواد یه روزی شاهد حضور خودت تو این گروه باشم عزیزم.. به امید اون روز                   ...
16 مهر 1392

کلاس موسیقی می رویم..

تابستونم تابستون  پرنده های رقصون میوهای رنگارنگ  اومد تو باغ و بستون سه ماه گرمی دارم بعد از بهار می آیم تابستون از راه رسیده و مامانی دیگه منو مهد نفرستاده.. اینروزها دردونه من میره کلاسهای تابتانی کانون پرورش فکری کودکان تازه اسمشو کلاس موسیقی هم نوشتم.. خیلی از این وضیتت خوشحالی.. تو کلاسات خیلی بهت خوش می گذره.. خلاصه که روزها یکی از پس دیگری میادو میره و من هر روز شاهد قد کشیدنو بزرگ شدنتم.. گاهی انقدر خوشحالم که داری بزرگ می شی و گاهی دلم برای روزهای کوچک بودنت تنگ میشه..  دنیا جای عجیبیه اولش باید به سختی به مسئولیتها عادت کنیم.. حالا باید به مسئولیت پذیر شدنت عادت کنم.. بینهایت دوست...
20 تير 1392

عروسییییییییییی.. آخ جون

سوال اینروزهات بعد از رفتن به عروسی و برگشتن از سالن.. احسان: مامان من وقتی بزرگ شدم درس خوندم دانشگاه رفتم سر کار رفتم عروسی کردم می شه پیشت بمونم؟ من: یعنی چی عزیزترینم؟ احسان: من دوست دارم با تو باشم تو همین خونه با هم دیگه باشیم.. من: الهی قربونت برم من تو تا همیشه می تونی پیش ما باشی عزیزم  احسان:آخ جون من دوست دارم یه خواهر داشته باشم اسمش یگانه باشه با اون عروسی کنم دوست دارم مثل تو خوشگل باشه.. من:     تو با من زمانه با من است.. ...
31 خرداد 1392