احسان عشق مامان و بابااحسان عشق مامان و بابا، تا این لحظه: 18 سال و 9 ماه و 2 روز سن داره

برای احسانم می نویسم..

سلام

سلام به همه دوستای نی نی وبلاگی خیییییلی خیلی ممنون از اینکه میاین به وبلاگ احسان و نظرهای ارزندتونو برای ما می ذارین کم کم داریم اسبابهامونو جمع می کنیم بریم یه خونه ی دیگه اگه کمتر مطلب می ذارم به بزرگیه دلهاتون ببخشید. به زودی با کلی پست با عکس می یایم. احسانی پسرم تو داری هر روز بزرگ و بزرگتر می شی گاهی دلم می خواد زمانو متوقف کنم تا لذت بزرگ شدنتو ذره ذره ببرم منو بابایی همیشه تلاشمونو می کنیم که بهترین های دنیارو تجربه کنی خییییلی دوست دارم و فکر می کنم هیچ چیز تو دنیا با ارزش تر از لبخند زیبا و معصوم تو نیست.. من و بابا بهترینها رو برات آرزو داریم. ...
5 مهر 1390

آرزو ..

برای عشقم.. امیدوارم به پرنده ای دانه بدهی و به اواز مرغ سحری گوش کنی وقتی که آوای سحرگاهش را سر می دهد. چرا که از این راه احساسی زیبا خواهی یافت رایگان. امیدوارم دانه ای هم بر خاک بیافشانی هرچند خرد بوده باشد وبا روییدنش همراه شوی تا دریابی چه قدر زندگی در یک درخت جریان دارد. آرزومندم اگر به پول و ثروتی رسیدی آنرا پیش رویت بگذاری و بگویی این دارایی من است. فقط برای اینکه آشکار شودکدامتان ارباب دیگری است! آری پول ارباب بدی ست اما خدمتگذار خوبی ست. و در پایان برایت ای مهربان آرزومندم.. همواره دوستی خوب و یکدل داشته باشی ...
5 مهر 1390

آرزو ..

برای تمام لحظات باتو بودنم.. پیش از هر چیز برایت آرزومندم که به خوبی ها عشق بورزی.. نیکان و نیکویی ها نیز به تو روی بیاورند. آرزو دارم دوستانی داشته باشی برخی نادوست و برخی دوست دار که دست کم یکی در جمعشان مورد اعتمادت باشد. چون زندگی بدین گونه است برایت آرزو می کنم دشمن هم داشته باشی نه کم و نه زیاد درستبه اندازه تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهند که دست کم یکی از آنها اعتراضش به حق باشد.. تا زیاده به خود غره نشوی همچنین برایت آرزومندمصبور باشی نه با کسانی که اشتباهات کوچک می کنند که این کار ساده ایست بلکه با کسانی...
31 شهريور 1390

رفتیم شمال

٥ شنبه بالاخره بابایی به قولش عمل کرد و احسانی رو برد شمال.. جای همه خالی آقا احسان از ذوقش نمی گذاشت ازش عکس بندازیم .. جاده چالوس ...
29 شهريور 1390

کنار دریا

شن بازی بابایی با احسان.. ساحل رویان_نور این آخریه یه فیگور زوری برای اینکه من بذارم شن بازیشو بکنه.. ...
29 شهريور 1390